دختر دوست داشتنی من...

دس دسی

. اولین دست دستی که یاد گرفتی توی هشت ماه و یک هفته گی بود به قدری خوشگل دست میزنی و شادی می کنی که نگوووو . دستات صدا هم داره. واااای آدم دلش ضعف میره. با تمام وجودت دست میزنی و خوشحالی می کنی . وقتی که سوار ماشینت می کنم و ضبط روشن میشه دست میزنی و شادی می کنی. الهی که همیشه شاد باشی کوچولوی دوست داشتنی مامان ...
14 ارديبهشت 1394

اولین مروارید...

. . سلام سلام صد تا سلام هزارو سیصد تا سلام من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید منم یواش یواش و بی صدا شدم جزء کباب خورا. بهترین جانم درست شب روز مادر در هفت ماه و بیست و پنج روزگی اولین مروارید قشنگت جووونه زد مبارک باشه عزیزم. ایشالا بهترین غذاهای خوشمزه رو باهاش بخوری. انار دونه دونه بچه اي دارم دردونه قشنگه و مهربونه انار دونه دونه سه چهار روزه كه بچه ام گرفتار دندونه انار دونه دونه توي دهان بچه ام يه گل زده جوونه گل نگو مرواريده مثل طلا سفيده هيچ كس از اين قشنگ تر جواهري نديده ...
19 فروردين 1394

غلت زدی...

اولین غلت زدن درست و حسابیی بهترین خانوم یازدهم دی  اتفاق افتاد. درست در چهار ماه و شانزده روزگی . قربونت بشم من که اینقدر خوشگل و ماهی. خوش خنده ی من . اولین مزه هایی که تست کردی توی چهار ماهگی بود که حسابی استقبال کردی. مزه ی آب لیمو شیرین. آب پرتقال. خیار. هویج . سیب و خامه ی کیک شکلاتی بی بی . گوارای وجودت. ...
16 دی 1393

اولین ضربان قلب و روزای هفته ی 13

گاهی... شنیدن صدای قلب کسی رو که دوسش داری زیباترین موسیقی دنیاست...!!   اولین باری که صدای قلب نازنینت رو شنیدم شنبه سوم اسفند ساعت ده شب بود. قشنگترین و امید بخش ترین صدایی که این روزا  بهش احتیاج دارم. و تمام وجودم رو  لرزوند تو هستی همین جا همین نزدیکی پیش خدا کنار من سلام عزیزم فرشته کوچولوی عزیزم. این روزها خیلی روزای شلوغیه. کمتر به تو میرسم. همین که بتونم از عهده ی کارهای خونه و بهدادی بربیام کلیه. هنوز تهوع ام تموم نشده. اما خب به نسبت قبل کمتر شده. اما به قدری سرفه  و تهوع داشتم که اولش عضلات شکم و پهلوها و دنده هام د...
4 اسفند 1392
1